من به اینجا میگم درد دل خونه .
یک زمانی هم همین بود. و همه با هم از همه چیزمان میگفتیم و آسیبی نمیدیدم که هیچ کلی تجربه کسب میکردیم .دوستانی که هم را ندیده بودیم.
زندگی ام جدیدا نمیدونم چرا سخت شده.... یک کاری را میخواهم انجام دهم ده برابر بقیه انرژی از من میگیرد. مطمئنم اگر مثلا فلانی همین را بخواهد انجام دهد اصلا اینهمه برو بیا ندارد.
مثلا تکمیل یک پرونده ...انقدر حرص بخور و همه چیز را مرتب بکن و با ماژیک سیاه گنده رویش بنویس که قاضی متوجه بشه یا قاضی بی حوصله نگاه کنه ....
یا کارهای دیگر
اغلب از خودم عصبانیم ..و این عصبانیت سد راه من شده ...نمیگذارد رشد کنم و جلوتر بروم..
چون در دیدگاه اجتماعی من متفاوت هستم . و از نظر خانواده ام ایراد دارم.
متفاوت بودن ایراد نیست
سلام
منم گاهی همین حس تو رو داشتم.به این فکر افتادم که بیام خودم طرحی نو در اندازم و روش انجام کارم رو تصحیح کنم.یکم روی روند انجام کارت فکر کن متوجه میشی کجا رو داری زیاد فکر میکنی یا انرژی میزاری.قسمتهایی از فعالیتت رو حذف کن ببین چه تاثیری داره.کم کم دستت میاد.
موفق باشی خانم وکیل
با تشکر از نظر سازنده شما دوست عزیز